جستار نقد از نوع جستار

نقدی بر نقد جستار ۱۳ام

ن

اولین نقد وارده را می‌پذیرم و از عدم دقت لازم برای انتخاب واژه‌هایی بهتر عذرخواهی می‌کنم: «تغییرات کالبدی بازتاب‌دهنده‌ی تحولات رویکردی است.» معنای این گزاره با واژه‌هایی خیلی ساده‌تر قابل بیان بود و ابتدا مصداق در ذهن شکل گرفته بود و این جمله حالت تئوریزه شده‌ی آن مصداق بود.

در بند دوم منتقد از این‌که تاکید جستار بر ابزاری بودن معماری است گلایه کرده. البته لازم است که باز گزاره‌هایی که در آن واژه‌ی  «ابزار» بکار رفته را کنار یکدیگر ببینیم:

  1. معماری ذاتا سیاسی نیست، اما ابزار سیاست می‌شود.
  2. معماری در تعریف قدرت، ابزاری است برای متقاعد کردن و جهت دادن.
  3. معماری برای قدرت، مانند آچاری در جعبه‌ابزاری بزرگ از هنرهای مختلف است که از آن استفاده می‌کند و بعد آن را به گوشه‌ای می‌اندازد.
  4. معماری فقط برای قدرت ابزار است و سبک، راه رسیدن به هدف را تعیین می‌کند؛ هر سبکی می‌تواند بازیچه‌ی قدرت باشد.
  5. معماری ابزار «تظاهر» است.

در گزاره‌های دوم تا چهارم معماری را به مثابه ابزار قدرت می‌بینم؛ اما از دیدگاه قدرت. گزاره‌ی آخر را هم ویژگی هر هنری می‌دانم. بنابراین معماری ذاتا معماری است و آن را تقلیل نداده‌ام؛ مقاله‌ام درباره‌ی رابطه‌ی معماری و قدرت است به همین خاطر طبیعی است که معماری را از دیدگاه قدرت بسط دهم. البته قبول دارم که جستار تا حدی جهت‌دار و برای تهییج مخاطب نوشته شده که در یک ژورنال دانشجویی دور از انتظار هم نیست؛ اما در عین حال گزاره‌ها به دقت انتخاب شده تا از انتقال فکت‌های غیر دقیق پرهیز شود.

بعضی از گزاره‌هایی که به متن وارد شده در جستار ام‌القری نیز بیان شده: برای مثال منتقد در آخر بند دوم اظهار می‌کند: «قدرت تنها از معماری استفاده نمی‌کند، تمرکز قدرت شرط لازم برای شکوفایی معماری است» که با همین مضمون در بند آخر «ام‌القری» آمده: «باید بپذیریم که رابطه‌ی معماری و قدرت رابطه‌ای اجتناب ناپذیر و لازم است و روز جدایی قدرت از معماری، روز مرگ معماری‌ است. معماری ابزار «تظاهر» است.»

در بند سوم منتقد «زمان» را بعنوان عامل و نشانه‌ی موفقیت یک سبک یا طرز فکر معماری می داند و از بعضی معماری‌های فرمایشی مثل رومی و مصری که از آزمایش زمان موفق بیرون آمده‌اند یاد می‌کند و پرسشی به میان می‌آورد که فراتر از این جستار است: «چگونه می‌توان ادعا کرد که «ام‌القری» ناممکن یا نادرست است؟» جستاری که خوانده شد گذرا به این مساله پرداخته و سوال منتقد فراتر از «ام‌القری» است و ان‌شاء الله در مطالعات و جستارهای آتی به آن بپردازم. اما بصورت مختصر نکاتی به ذهنم می‌آید:
– مصر و روم هر دو حکومت‌هایی به قدمت چندهزار سال است و این سبک‌ها ایستا نبوده و در طول قرن‌ها با ذهن مردم همراه شده، تابع اقلیم بوده و جزئی از فرهنگ است تا ایدئولوژی. مهم‌تر هیتلر ایدئولوژیست خود از سبکی استعانت جسته بود که ریشه در فرهنگ اقتدارگرای یونان و روم داشت و رضاشاه نیز همین ترفند را با سبک معماری هخامنشی پیاده می‌کرد. اما این استعانت در زمانی رخ می‌دهد که معماری مدرن چنددهه پیش از آن متولد شده و تاسی از معماری نئوکلاسیک یعنی رویگردانی از واقعیات زمان. البته معتقدم اگر هیتلر پیروز می‌شد قطعا «ژرمانیا» آرمانشهر پرابهت آلمان ساخته می‌شود و به مقصد اول گردشگری تمام توریست‌ها تبدیل می‌شد.

  • اما هیتلر موفق نشد و عصر ایدئولوژی‌ها زوال یافت: بنابراین نقل قولی از سیحون آوردم و با قدرت تمام ایدئولوژی‌های بعدی و ضعیف‌تر مانند ایرانشهر پهلوی یا ام‌القری را محکوم به شکست دانستم. چرا که بحث اصلی من راجع به ایران هزاره‌ی سوم بود و بعد از آن که به باغ کتاب اشاره کردم، رابطه‌ی قدرت در ایران را از ایدئولوژی از هم گسسته می‌بینم: «حقیقت آن است که تا پیش از این، هرچه که از تقابل ایرانی و اسلامی گفته‌شد حاشیه بود؛ حاشیه‌ای که توسط قدرت ساخته می‌شود و توسط قدرت هم زیرپا گذاشته می‌شود. معماری فقط برای قدرت ابزار است و سبک، راه رسیدن به هدف را تعیین می‌کند؛ هر سبکی می‌تواند بازیچه‌ی قدرت باشد.» در حقیقت قدرت در ایران معاصر از توجه به محتوای معماری و الزام دانستن خود به یک سبک دست کشیده و فقط به فرم یا اقتدار آن توجه دارد.

در بند چهارم منتقد به این که حکومت‌های اقتدارگرا به گزاره‌های کمی دهان‌پر کن روی می‌آورند نقد وارد می‌کند و آن را ناشی از ذهن بشر می‌داند و از منش حکومت‌های مطلقه نمی‌بیند. بنظرم در این جا برای تبیین موضوع بهتر است به مساله‌ی دیگری اشاره شود: من بزرگ‌ترین عیب جستار خود را در این می‌دانم که چرا در استفاده از دو مفهوم قدرت «به معنای آن‌چه سیاسی است و مربوط به حکومت‌هاست» و قدرت «در عام‌ترین معنا» از واژه‌ای یکسان استفاده کردم؟! در این جا نیز بخاطر قرارگیری در متن صرفا معنای سیاسی آن برداشت شده. اما اگر بخواهیم قدرت «در عام‌ترین معنا» را در نظر بگیریم نقد وارد نخواهد بود. چرا که در امروزه هم در حکومت‌های غیراقتدارگرایی مثل کشورهای حاشیه‌ی خلیج فارس که از قدرت(ثروت) بالایی برخوردارند برج‌هایی ساخته می‌شود که لقب بلند‌ترین‌ها را از آن خود می‌کند.

در پایان از منتقد تشکر می‌کنم که دقت در بعضی موارد، پیش‌فرض‌های ذهنی مرا به چالش کشاند.

نقد شد:

محمدفرید مصلح از محمدفرید مصلح
جستار نقد از نوع جستار

آخرین مطالب

نویسندگان