جستار نقد از نوع جستار

نقدی بر جستار نه

ن

جستار “دستکاری تهران و چیزهای دیگر” را می  توان به دو قسمت اصلی تقسیم کرد. قسمتی که نویسندگان سعی دارد با مروری بر شهرسازی های دوران مدرن و طرح های بلوپرینتی ذهن خواننده را با این مفهوم آشنا کنند و سپس در قسمت بعد با ربط تهران به این مطالب و تعریف میان فضا، پیشنهادی برای تهران با توجه به آن ارائه دهند.

در قسمت اول و هنگام ربط مطالب به تهران مثال های شهرسازی ناموفق در آمریکا و دنباله روی تهران از این نوع شهرک سازی ها آورده شده در حالی که پس از آن مثال برای نمونه موفق نیز مثال از آمریکا زده شده است _بسیاری از شهرهای مریکا که جوامع محلی را تجربه نکرده اند، به سمت ایجاد آن رفته اند و در این زمینه موفق بوده اند._ سوالی که پیش می آید این است که آیا ساختار شهرهای ایران که عمدتا با متورم شدن قسمت های قدیمی به شکل امروزی تبدیل شده اند شبیه ساختار شهرهای آمریکاست یا از این جهت مانند شهرهای اروپای کهن سال است؟

در مورد پیشنهاد داده شده درپایان جستار می توان گفت به خودی خود جذاب و درخور توجه است اما مسئله ای که مطرح می شود میزان پایبندی پیشنهاد به تعریف ارائه شده در متن است _میان فضا مکانی است بینابین تو وبیرون_ و ویژگی هایی از جمله عمومی و آزاد بودن را داراست. در مثال ذکر شده در متن به پلازاهای رم در عصر رنسانس اشاره شده در حالی که پیشنهاد ارائه شده ایجاد فضایی در میان کوچه ها است تا مناسب برای گفتگو و تعامل افراد محله باشد. ارتباط بین تعریف و مثال متناسب با آن با پیشنهاد فضایی در میان کوچه ها در چیست؟ پلازاها از جنس مکان عمومی هستند و در ارتباط با شهر (در کنار مکان های عمومی دیگر و نه کوچه ها که تنها راه ارتباطی با خانه هاست) نقش خود را ایفا می کنند. آنها باعث ایجاد مکث در انبوه رفت و آمد شهری می شوند و فضای تنفس در میان مکان های عمومی هستند. این جنس فضا در مقیاسی بزرگ تر از یک کوچه یا محله کوچک عمل و قسمت قابل توجهی از جامعه را درگیر خود می کنند. در حالی که پیشنهاد داده شده علاوه بر آن که کارکرد محله ای و یا درحد یک کوچه بودن آن مشخص نشده در داخل قسمت های مسکونی قرار دارند و عملا در ادامه ی حیات شهری نیستند و احتمالا کمتر توانایی ایفای نقشی به این مهمی را داشته باشند.

همچنین مسئله ی دیگری که به آن پرداخت نشده کیفیت این فضای میانی است. تفاوت این فضای میانی با پارک ها در چیست؟ مثالی که در رابطه با این پیشنهاد می توان زد شهرک سازی در محله ی نارمک تهران است این محله دارای تعداد بسیار زیادی از میادین با عمکرد فضای سبز، نشستن و تعامل است با وجود این آیا ساخت این میادین در رسیدن به یک فضای میانی خوب موفق بوده اند؟ به نظر می رسد تعارض قابل توجهی بین تعریف ارائه شده از میان فضا با پیشنهاد داخل متن وچود دارد که ریشه در مکان یابی این نوع فضا هاست، پلازا ها مابین مکان های عمومی هستند و پیشنهاد ارائه شده میان ساختمان های مسکونی.

 

مطلبی که نقد بر آن وارد شد را بخوانید:

از دیگران
جستار نقد از نوع جستار

نویسندگان