جستار نقد از نوع جستار

نقد جستار ۱۳ام

ن

«ام‌القری» سریع آغاز می‌شود و شاید به همین خاطر است که ابتدای آن آشفته به نظر می‌رسد. گزاره‌های اولیه نویسنده برای من قابل هضم نیست. نویسنده ادعا می‌کند که تغییرات کالبدی، بازتاب‌دهنده تحولات رویکردی است. این ادعای مبهم ممکن است صرفاً اشاره‌ای گذرا بوده‌باشد که در ابهامش درست به‌نظر می‌رسد اما در مورد جامعه و سیاست اساساً نادرست است. مثال‌های بی‌شمار و بحث تئوریک گسترده‌ای می‌توان در مورد این مسئله آغاز کرد.

نویسنده به درستی به ارتباط بین معماری و قدرت اشاره می‌کند. اما تاکید او بر ابزاری بودن معماری برای سیاست اندکی بدبینانه است. بسیاری از آثار بزرگ معماری تاریخ، از اهرام ثلاثه گرفته تا برج ایفل، در دوران حکومت‌های مطلقه ساخته شده‌است. چرا که ایجاد بناهای چشمگیر نیازمند تمرکز ثروت و قدرت است. تنها خلاق‌ترین ذهن‌ها می‌توانند تصور کنند که تا آینده‌ای دور بتوانیم شاهد اثر معماری مهمی در افغانستان هزارپاره باشیم. قدرت تنها از معماری استفاده نمی‌کند، تمرکز قدرت شرط لازم برای شکوفایی معماری است.

اما نویسنده توضیح نمی‌دهد که چرا  سبک‌های معماری‌ای، همچون مصر باستان و یونان قدیم، اساساً، به قول نویسنده، “فرمایشی” و برآمده از ایده‌ئولوژی گروه‌های صاحب قدرت بوده‌اند و در عین حال در طول قرن‌ها از مهم‌ترین آثار معماری باقی مانده‌اند. نویسنده توجه نمی‌کند که شکست معماری نازی، خود، شاید معلول علت دیگری فراتر از فرامایشی بودن آن بوده‌باشد. شاید اگر در مسیر محتمل‌الطرفین تاریخ، هیتلر اروپا را فتح می‌کرد، آرمان‌شهری شایسته تحیّر و تقدیر می‌ساخت. بنابراین چگونه می‌توان ادعا کرد که ایجاد «ام القری» ناممکن و یا نادرست است؟

مسئله دیگر، اشاره نویسنده به نیاز حکومت‌های اقتدارگرا به گزاره‌های کمی دهان‌پرکن است. اما مسئله این نیست که چنین امری برآمده از “منش” حکومت‌های مطلقه است. بلکه برآمده از محدودیت‌های ذهن بشر است. برای ذهن ما هضم «بهترین نمره کلاس» آسان‌تر و دوست‌داشتنی‌تر از «نمره‌ای با انحراف معیار مثبت ۳ از میانگین کلاس» است. استفاده از این محدودیت ذهنی، برای همه‌ی ما خواستنی‌تر است. حکومت‌های مطلقه ویژگی منحصر بفردی از این نظر ندارند. آنها فقط ثروت و قدرت لازم برای استفاده از این مسئله را دارند. اگر ترامپ نیز اجازه قانونی می‌یافت، احتمالاً بدش نمی‌آمد که چند طبقه به برج خود اضافه کند تا “بلندترین” ساختمان جهان به نام او باشد.

اشاره نهایی نویسنده به مشکل اصلی قدرت در ایران، یعنی محدودکردن قدرت، به اعتقاد اینجانب صحیح است. بیان دیگر این مسئله را دارون عجم اوغلو و جیمز رابینسون در کتاب «چرا ملت ها شکست می‌خورند» به زبانی موسع ارائه داده‌اند. به زبانی خام و خلاصه، موفقیت یک کشور در گرو وجود نهادهای فراگیر است که مانع از اعمال آزادانه قدرت یک گروه می‌شود.

نقد شد:

از علی ملک محمدی
جستار نقد از نوع جستار

آخرین مطالب

نویسندگان