جستار نقد از نوع جستار

نقدی بر جستار نه: نقد خویشتن

ن

۱. قسمت اول متن تاریخچه بی ربطی است که مشتی بدیهیات را به خواننده میخوراند تا صرفا او را به باغ بیاورد و نخ اتصال آن به ادعای گزاف یادداشت یعنی «الگوی اشتباه شهرسازی تهران» ساخت شهرک هایی با الگوی مشابه در تهران همچون جهان غرب است. البته این بدیهی است که تهران چون سنت لوییز نیست که از نو بنا شده باشد اما بعد از تخریب حصار هرچه اطراف تهران بود بی توجه به بافت قدیمی تر رشد کرد و انگار که این قسمت قدیمی شهر وجود نداشت.
۲. میان‌فضا واژه ای من‌عندی (بخوانید: من‌درآوردی‌) است که خود نگارندگان هم نمی دانند که چیست. به یاد بیاورید مساجد محلی کوچک را در محلات قدیمی شهر که پایگاهی کوچک بود برای تعامل جمعیتی چند ده نفره یا مراکز محله کوچک را که چند صد نفر یکدیگر را می شناختند و بحث به پلازا های توسکانی که می رسد جمعیت شاید به چند هزار نفر افزایش پیدا کند. اما پروژه های عمومی از جنس میان فضا مانند باغ کتاب که نظر به شهری چند میلیونی دارند پیش از ساخت هم شکست خورده اند. مکان یابی این میان فضا مهم نیست در بافت تجاری بازار باشد یا نزدیک کلیسا و شورای شهر. مهم این است که جامعه مخاطبش در حدی باشد که انسان توانایی ارتباط بالقوه با دیگر مخاطبان را از دست ندهد. هیچ کس نمی تواند هزار دوست صمیمی داشته باشد می دانید که. اما میان‌فضا چه کاربری‌ای دارد و از چه جنس است؟ باز هم نمی‌دانم فقط می دانم که باید جایی باشد که مخاطبانش در آن احساس راحتی کنند و فراغت خود را در آن بگذرانند در سطحی دیگر به آن احساس تعلق کنند و همین تعلق است که هویت را شکل می‌دهد. مثلا در عصر رنسانس پلازا ها مکان های بزرگ و روباز بودند چون شهر گنجایی مساحتش را داشت و هوای فلورانس هم قدری خوب بود که نیازی به سقف و این ها نداشت. اما اگر همین پلازاها با شرایط مشابه در طبس ساخته می‌شد همه کباب می شدند. در طبس مساجد کوچک محلی این نقش را بازی می‌کرد. در نارمک آن صد و چند میدان به درد نمی خوردند چون صرفا محلدگ گذرند و بیشترشان کنج دلنشینی ندارند و خودرو ها از کنارشان جولان می دهند. هوای تهران هم آن چنانی نیست که چند درخت ناچیزشان در تابستان سایه خنک کند و زمستان هم که … از این ها که بگذریم فرهنگ ما به فضایی که حریم در آن تعریف نشده باشد واکنش مثبتی ندارد. نمیدانم نارمک معتاد دارد یا نه اما چنین فضاهایی استعداد معتادپذیری بالایی دارند.
۳. غرض از میان‌فضا هیولایی است که فضای تعامل است که هنوز کانسپت هم نشده چه رسد به آن که بخواهیم راجع به فرم و کاربریش بحث کنیم.

مطلبی که نقد بر آن وارد شد را بخوانید:

جستار نقد از نوع جستار

نویسندگان