جستار نقد از نوع جستار

در نقد جستار دهم

د

انتقاد به وضعیت شدیداً فردگرایانه جوامع مدرن، قدمتی معادل خود مدرنیسم دارد. اما این فردگرایی تاریخی، هیچ گاه به اندازه امروز شدید نبوده است. در طول تاریخ بشریت، انسان هرگز تا به این اندازه مهم نبوده است. هیچ گاه هویت مستقلی به این شکل نداشته است. حیات انسان، سلامت او و احساساتش بیش از همیشه جدی گرفته می شوند. روز به روز نیز فضاهای جدیدی برای این «خود مهم پنداری» ایجاد میشود. شبکه های اجتماعی بارزترین نمونه این فضاها هستند که به شما اجازه می دهند یک “نمایه” مخصوص به خودتان داشته باشید که به شما هویتی متمایز از دیگران می دهد و به شما اجازه می دهد شخصی باشید که ظاهراً مهم است. شاید یکی از بهترین توصیفات این دوره تاریخی را آدام کورتیس در مستند «قرن خود(century of the self) » ارائه داده باشد. سانتی مانتالیسم یکی از ویژگی های منحصر به فرد قرن خود است.

*حال با توجه به این وضعیت تاریخی، هضم بعضی از یکسان سازی های نویسنده سخت به نظر می رسد. مثلاً می توان فرهنگ “هندزفری” را در چهارچوب این سانتی مانتالیسم فردگرایانه توضیح داد اما چسباندن مادربزرگ هایی که از مدرنیسم تجربه چندانی ندارند و فردگراییشان در خوراندن میوه به نوه هایشان خلاصه می شود، نامنصفانه به نظر می رسد. به همین شکل یکسان دانستن عناصر جامعه سنتی با عناصر مدرنیسم در سانتی مانتال بودن، جرئت زیادی می خواهد.

*آیا درمان این بیماری همه گیر، به همین سادگی است؟ آیا اصلاً درمان پذیر است؟ علارغم این که نویسنده توصیه های خود را به سطحی فردی محدود کرده و از ارائه توصیه های پدرمآبانه برای جامعه خودداری کرده است، اما بیشتر به یک شوخی می ماند تا این که واقعاً برای درمان باشد: «موسیقی خوب است، اما ننمایید!»

*لحن متن معلوم نیست. نویسنده گویی سخنوری است که متنی برای سخنرانی آماده کرده است اما هرازگاهی فراموش می کند که در حال سخنرانی رسمی است و به کوچه و خیابان می زند. گاهی اوقات این اصطلاحات خودمانی به برجک خواننده می زند. اما در نهایت قضاوت در مورد خوب و بد بودن این اختلاط لحن با مخاطب است.

 

نقد شد:

از علی ملک محمدی
جستار نقد از نوع جستار

نویسندگان