جستار نقد از نوع جستار

نقدی بر جستار نهم

ن

مطالبی را که مخاطب را با مسائلی نو و ناآشنا مواجه می‌کند از رسالت‌های مقدمه‌ نمی‌دانم. به همین خاطر به نظرم دو بند اول ورود مناسبی به موضوع نیست. تاریخچه‌ای نسبتا مفصل از روند شهرسازی بیان شده که بیانش را در ژورنال دانشجویان معماریِ عمدتا ناآشنا به شهرسازی بجا و آموزنده می‌دانم. اگر سخت‌گیرانه به بخش تاریخچه نگاه کنیم، قطعا مصادیق بهتری هم بوده تا سیر تحول شهرسازی را بهتر نشان دهد؛ اما مصادیق حول منظور نویسندگان است و رشته‌ی کلام قطع نمی‌شود. در ادامه پای طهران ما هم به میان کشیده می‌شود و آن‌چه را که دلمان از آن خون است شرح می‌دهد. منطق قیاسی متن برای ما ایرانیان آشناست؛ وقتی که آنچه را که در دنیای غرب رخ داده را ابتدا شرح می‌دهیم و آن سمت دیگر از وضع اسفناک خودمان می‌گوییم؛ منطق غرغروهایی که نتیجه‌ای جز ناامیدی و خودزنی ندارد. اما این مطلب بجایش غر زده و بجایش به فکر اصلاح است؛ جرئت نویسندگان را در پیشنهاد کالبدی جایگزین برای شهر می‌ستایم. ترجیح می‌دهم که از نقد کالبد پیشنهادی طفره بروم؛ به دو علت: اول به جایگاه انتشار مطلب نگاه می‌کنم و در می‌یابم که نه در کتاب است و نه در مقاله و چه جایی بهتر از یک ژورنال دانشجویان معماری برای هم‌فکری درباره‌ی آلترناتیوهایی؛ دوم مهم‌تر از این که چقدر این کالبد پاسخ مورد نظر ما باشد، هدف همان به فکر واداشتن مخاطب است که به نحو احسن و با دیاگرام‌ها و توضیحات به آن می‌رسد.
بالاترین نقطه قوت متن را جایی قبل از ارائه‌ی آلترناتیو باید جست؛ دقیقا در جملاتی که کالبد طهران را از جهت اقتصادی و اجتماعی‌اش شرح می‌دهد. علتش هم مشخصا همکاری دو نگارنده از دو جهان متفاوت است. چیزی که ما معماران شدیدا تشنه‌ی آنیم.

بالاترین نقطه قوت متن را جایی قبل از ارائه‌ی آلترناتیو باید جست؛ دقیقا در جملاتی که کالبد طهران را از جهت اقتصادی و اجتماعی‌اش شرح می‌دهد. علتش هم مشخصا همکاری دو نگارنده از دو جهان متفاوت است.

اما آخرین نکته که باز علتش را بخاطر منطق قیاسی متن (قیاس شهرسازی دنیای غرب با دنیای طهران) می‌دانم این است که خیلی وقت‌ها در چنین ساختاری و تحلیل‌های آتی‌اش از بررسی ریشه‌ای به مسائل و بستر کاملا متفاوت دو طرف چشم می‌پوشیم و صرفا به محصول نهایی توجه می‌کنیم. بگذارید خودم را خلاص کنم؛ شهر و معماری یک محصول است و با توجه به اینکه طهران ما هم پدیده‌ای نوظهور و مربوط به عصر جهانی شدن است، پس قیاسش با مغرب زمین آن‌قدرها هم اشتباه نیست، اما به‌نظرم حداقل جای اشاره به علل و ریشه‌های مشکلات تهران خالی بود؛ چرا که قطعا تفاوت‌هایی میان این دو وجود دارد.

از محمد فرید مصلح
جستار نقد از نوع جستار

آخرین مطالب

نویسندگان