جستار نقد از نوع جستار

دسته‌بندینقد

نقد جستار ۱۳ام

ن

«ام‌القری» سریع آغاز می‌شود و شاید به همین خاطر است که ابتدای آن آشفته به نظر می‌رسد. گزاره‌های اولیه نویسنده برای من قابل هضم نیست. نویسنده ادعا می‌کند که تغییرات کالبدی، بازتاب‌دهنده تحولات رویکردی است. این ادعای مبهم ممکن است صرفاً اشاره‌ای گذرا بوده‌باشد که در ابهامش درست به‌نظر می‌رسد اما در مورد جامعه و سیاست اساساً نادرست است. مثال‌های بی‌شمار و بحث تئوریک گسترده‌ای می‌توان در مورد این...

ام القری؟

ا

اشتباه بسیار ساده ای رخ داده: معماری ابزار قدرت نیست، معلول آن است. حداقل آن معماریِ جریان اصلی و مورد بررسی در روش های مرسوم سبک شناسی، همواره و همواره فرزند اول قدرت بوده. نیازی هم به آوردن شاهدی چون هیتلر نبود، یا شاید هم بود. شاید هم نویسنده باید تیغ تیز نقد را ابتدا در شکم خود فرو کند، که اوست که نگاه ابزاری دارد، که اوست که از منظر نوشتن متنی در باب معماری قدرت میخواهد نگاه سیاسی خود را...

نقدی بر جستار نهم

ن

مطالبی را که مخاطب را با مسائلی نو و ناآشنا مواجه می‌کند از رسالت‌های مقدمه‌ نمی‌دانم. به همین خاطر به نظرم دو بند اول ورود مناسبی به موضوع نیست. تاریخچه‌ای نسبتا مفصل از روند شهرسازی بیان شده که بیانش را در ژورنال دانشجویان معماریِ عمدتا ناآشنا به شهرسازی بجا و آموزنده می‌دانم. اگر سخت‌گیرانه به بخش تاریخچه نگاه کنیم، قطعا مصادیق بهتری هم بوده تا سیر تحول شهرسازی را بهتر نشان دهد؛ اما مصادیق حول...

نقدی بر جستار دوازدهم

ن

بیایید نوشته هایمان را از شر مقدمه‌ها و موخره‌ها نجات دهیم. گزافه‌گویی هایی که نه می‌گذارند متن خودش حرفش را بزند و نه از بار ابهام آن کم می‌کنند. به نظر می‌رسد برای این جستار شایسته بود اگر هم مقدمه یا پیش‌درآمدی نوشته می‌شود به فهم عمومی از کلاژ پرداخته شود تا این به قول نویسنده «تأویل شخصی» راحت تر فهم شود نه آن‌که خواننده را بیش از پیش در توهم و القای ویژگی‌های ادعایی نسبت به متن غرق کند و او...

در نقد جستار دهم

د

انتقاد به وضعیت شدیداً فردگرایانه جوامع مدرن، قدمتی معادل خود مدرنیسم دارد. اما این فردگرایی تاریخی، هیچ گاه به اندازه امروز شدید نبوده است. در طول تاریخ بشریت، انسان هرگز تا به این اندازه مهم نبوده است. هیچ گاه هویت مستقلی به این شکل نداشته است. حیات انسان، سلامت او و احساساتش بیش از همیشه جدی گرفته می شوند. روز به روز نیز فضاهای جدیدی برای این «خود مهم پنداری» ایجاد میشود. شبکه های اجتماعی...

در نقد در نقد سانتی مانتالیسم

د

برخی از ما دردمندیم. نمی‌گویم همه چون نمی‌دانم. ادعا نمی‌کنم از کجاست چون سوادش را ندارم ولی بیماری داشتن نظریه گریبان گیر بعضی است. از هر چیزکی چیزها ساخته و به تمام کائنات تعمیمش می‌دهند. آن یکی عامی می‌بیند که کاسبکی کم فروشی می‌کند و فورا تمام کاسب‌ها کم فروش می‌شوند، البته که همه‌اش کار خودشان است، و این یکی هم که در فضای آکادمیک نفس می‌کشد به محض یاد گرفتن یک ایسم جدید تمام جهان را فلانیستی...

نقدی بر جستار دهم

ن

جستار دهم در نقد یک حالت روانی آشناست. آن‌چنان آشنا که نگارنده از ابتدا با معرفی اصطلاحی عامیانه، یعنی «سانتی‌مانتالیسم» مخاطب را با خود همراه می‌کند. تبیین اصطلاحات عامیانه از اتفاقات جالب‌توجهی است که اخیرا رایج شده و سایت‌هایی مثل urbandictionary لغت‌نامه‌ی اصطلاحات عامیانه‌ای است که از خود مردم می‌خواهد تا آن واژگان را تعریف کند. «سانتی‌مانتالیسم» تا پیش از جستار دهم برای من کاربرد دیگری داشت...

نقدی بر جستار نه: نقد خویشتن

ن

۱. قسمت اول متن تاریخچه بی ربطی است که مشتی بدیهیات را به خواننده میخوراند تا صرفا او را به باغ بیاورد و نخ اتصال آن به ادعای گزاف یادداشت یعنی «الگوی اشتباه شهرسازی تهران» ساخت شهرک هایی با الگوی مشابه در تهران همچون جهان غرب است. البته این بدیهی است که تهران چون سنت لوییز نیست که از نو بنا شده باشد اما بعد از تخریب حصار هرچه اطراف تهران بود بی توجه به بافت قدیمی تر رشد کرد و انگار که این قسمت...

نقدی بر جستار نه

ن

جستار “دستکاری تهران و چیزهای دیگر” را می  توان به دو قسمت اصلی تقسیم کرد. قسمتی که نویسندگان سعی دارد با مروری بر شهرسازی های دوران مدرن و طرح های بلوپرینتی ذهن خواننده را با این مفهوم آشنا کنند و سپس در قسمت بعد با ربط تهران به این مطالب و تعریف میان فضا، پیشنهادی برای تهران با توجه به آن ارائه دهند. در قسمت اول و هنگام ربط مطالب به تهران مثال های شهرسازی ناموفق در آمریکا و دنباله...

نقدی بر نقد جستار هشت

ن

آشفتگی را می پذیرم. آشفته نوشته بودم چون قصد نفی یا اثبات چیزی را نداشتم. هیچ ارجاعی ندادم و همه در حد اشاره بود و العاقل یکفیه الاشاره! انسان شناس نیستم اما حق پرسیدن پرسش های انسان شناسانه را دارم. آدم است دیگر می‌خواهد بداند. کل این متن طرح مسئله ای بیش نبود و نیست. هیچ سطری نتیجه نبود فقط گمان هایی بود که درگیرشان شدم. ام انسان ناطق یعنی انسان خردمند اما خرد را قدما مبهم باقی گذاشته اند و...

نقدی بر جستار هشت: حیوان ناطق

ن

رویکرد نویسنده ستودنی است که در آغاز از انسان‌شناسی شانه خالی می‌کند؛ زیرکانه بیان شده؛ چرا که رویکرد جایگزین را اعلام نمی‌کند؛ ولی اصلا تاثیر خوبی بر خواننده ندارد و از ارزش متن می‌کاهد. به هر حال محتوا آن‌قدر عمیق است که برای شروع به این نیمچه بند اولیه نیاز داشته باشد. بندهای دوم و سوم در امتداد یکدیگرند؛ ریتم سریع محتوا به خواننده اجازه‌ی خسته شدن نمی‌دهد و مثال‌های متنوع به هر مخاطب عامی...

نقدی بر جستار شش

ن

تقابل قدرت با تعامل داستان جدیدی نیست، به درازای تاریخ سرکوب پیشینه دارد. اما در روزگار ماست که این دوگانگی بیش از پیش دیده می شود. این گزاره بدیهی است که انسان موجودی اجتماعی است و حیات او در قبال زندگی با دیگران است. اگر این گونه باشد پس معماری که هدفش تامین کالبد برای زندگی انسان است باید تولیدگر فضاهای تعاملی نیز باشد. مثال واضح این امر ساخت شوراهای شهر و سنیوریا در ایتالیای دوران رنسانس است...

نقدی بر جستار هفت: به حال کدام بگرییم؟ معماری یا اسنادش؟

ن

معروف است که در دوره‌ی سلطنت پهلوی اول و در عصر اقتدارگرایی که بازتعریف هویت ایرانی یکی از اهداف بود، معماری به‌مثابه یک ابزار تبلیغاتی مورد توجه حکومت قرار گرفت و آثار زیادی ساخته شد. منقول است که رضاشاه در هنگام بازدید و یا بهره‌برداری از این آثار، گاها انتظارات دیگری از شکل معماری آن داشته و نسبت به آن ابراز نارضایتی می‌کرد. بنابراین معماری آن‌زمان چنان قدرتمند بود که در برابر خرده‌فرمایشات یک...

نقدی بر جستار پنج

ن

من متن را از آخر می‌خوانم. ابتدا با نگارنده همدلی می‌کنم چراکه هدف در معماری قابل ترجمه است اما شاید مابه‌ازای فلافل فروشی‌های شکم‌پر‌کن و رستوران مجلل را دقیق نیابم. ولی مهم نیست مقصود دو سر طیف معماری کیفی است گیرم با خط‌کشی خاص. جوج های شمال و شوری غذای دختران دم بخت کار را سخت‌تر می‌کند. نمی‌فهمم که مقصود، انگیزه و قصد معمار است برای ساخت ساختمان یا کاربری بعدی فضا که به روابط اجتماعی و...

نقدی بر جستار چهار

ن

مطلب پیش رو برای اثبات است؛ گزاره‌های ادعایی دارد و به‌وسیله‌ی گزاره‌هایی دیگر پشتیبانی می‌شود. در چنین ساختار منطقی و غیرکلیشه‌ای، مهم‌ترین نکته، ارتباط منطقی بین گزاره‌هاست. بنابراین ترجیح می‌دهم نقدم را با تاکید بر این موضوع پیش ببرم. «هنر ابزار بیان است» نخستین گزاره‌ی مهم متن است که دو بار -یکبار درست در ابتدای متن و یک بار هم پس از شرح «سیر تاریخی» هنر- آمده. «سیر تاریخی» میان این دو...

نقدی بر نقد جستار سه: رسالت متن

ن

در پاسخ به نقد ششم، لازم دیدم که به چهار مساله اشاره کنم: ۱- جایگاه متن و نوع مخاطب ۲- رسالت متن ۳- در دفاع از «کاریکاتور» و «عرفی» ۴- منابع اصلی متن ۱- مخاطب و جایگاه عرضه است که تعیین می‌کند که این اندیشه را با کدام منطق نوشتاری و لحن در بند کلمات بکشانیم تا به رسالت خود عمل کند. «کاریکاتور‌های آموزش عرفی» همان طور که منتقد اشاره می‌کند برای یک نشریه‌ی دانشجویی انجمن علمی معماری به‌نگارش درآمده...

نقدی بر جستار سه: عرف کاریکاتوری

ن

اولین بار که شاید ماه ها پیش بود وقتی این متن به چشمم آمد با خواندن همان چند سطر اول با خودم گفتم: ” از همان متن های توصیفی کلیشه ای است.” که بود. بند اول توصیفی است کلی و شخصی از وضعیت معماری و البته آموزش معماری. در حکم پیش درآمدی است که باید مخاطب را برای ورود به بحث آماده کند که البته نمی کند. به کلمات آخر که می رسی ناگهان میان ساختار درسی دانشکده معماری دانشگاه تهران رها می شوی...

نقدی بر جستار دو: هنر بافی

ن

همین ابتدا می گویم که خیالم راحت شود، نوشته درگیر یک ادعاست و بیشتر که جلو می رویم بسط پیدا می کند. اواسط مطلب نگارنده فراموش می‌کند که ادعایش را باید ثابت کند و به سراغ نتایج ریشه ای این مشکل مدعای خود می رود و در آخر هم  بی آن که هنر را تعریف کرده باشد خواستار بازتعریف آن می شود. اما این ها که گفتم سخت گیری هایی بیش نبود. لزومی ندارد تمام نوشته های عالم از منطق تعریف شده نوشتار علمی پیروی کنند،...

نقدی بر جستار یک

ن

مطلب یک، درباره‌ی موضوعی کلی است و باعث خرسندی است که نگارنده دچار کلی‌گویی نمی‌شود و در این موضوع بزرگ از یک شاخه به شاخه‌ی دیگر نمی‌رود و صرفا به تحلیل موضوع «احتمال‌انگاری تاریخ» می‌پردازد. نویسنده بدون مقدمه و با جمع بستن خود و تمام خوانندگان در ضمیر «ما» به یک دیدگاه غلط می‌تازد. جمله‌ی اول موید سبک نوشتاری اوست و تا پایان مقاله نیز حفظ می‌شود: محکم، ساختاریافته و بدون شوخی که ابتدا گزاره‌...

معنی – ج۰

م

جستار. [ ج ُ ] (اِمص ) بحث . (فرهنگ فارسی معین ). فحص . پژوهش . بحث . طلب . (یادداشت مؤلف ). || (اِ) مبحث . مطلب . (یادداشت مؤلف) – لغت‌نامه دهخدا

جستار نقد از نوع جستار

آخرین مطالب

نویسندگان